شيخ ذبيح الله محلاتى

10

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

وفات عليا مخدره فاطمة بنت اسد منقول از روضة الواعظين فتال است كه از ابن عباس روايت كند كه گفت روزى جناب امير مؤمنان با ديده گريان خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شرفياب شد و مىفرمود انا للّه و انا اليه راجعون آن بزرگوار فرمود مه يا امير المؤمنين عرض كرد مادرم فاطمه بنت اسد دنيا را وداع گفت رسول خدا چون اين بشنيد بگريست و فرمود يا على مادر تو تنها نبود بلكه مادر منهم بود خداوند رحمت كند او را اكنون اين عمامه و اين دو جامه بگير و او را كفن بنما و فرمان بده زنان را در نيكوئى غسل او اهتمام بنمايند پس مرا خبر كن تا متولى امر او بشوم پس پيغمبر بعد از ساعتى برخاست و رفت چون جنازه‌اش را درآورده‌اند بر او نماز گذارد و چهل تكبير گفت و داخل قبر شد و در ميان قبر خوابيد و از آن جناب ناله و حركتى شنيده نشد و بروايت سمهودى ( در كتاب الوفاء فى اخبار دار المصطفى ) آن حضرت در قبر قدرى قرآن تلاوت كرد پس بيرون آمدند . و بروايت سابق چون از امر وى فراغت يافتند آن بزرگوار نزديك سرش نشست و فرمود اى فاطمه من محمد اشرف اولاد آدمم و فخرى نيست چون منكر و نكير آمدند و از تو سؤال كردند بگو اللّه ربي و محمد نبي و الاسلام ديني و القرآن كتابى و ابنى امامى و ولى بعد فرمود اللهم ثبت فاطمة بالقول الثابت پس دست راست را بدست چپ زد و خاك از دست خود بريخت و فرمود قسم به حق آن‌كسىكه جان محمد در قبضهء قدرت اوست فاطمة صداى دو دست مرا شنيد پس عمار بن ياسر عرض كرد فداك ابى و امى يا رسول اللّه نماز گذاردى كه باحدى چنين نماز نكردى فرمود يا ابا اليقظان فاطمه استحقاق و اهليت اين كارها را دارد چه آنكه او مادر من است بعد از مادرم با اينكه فرزندان بسيار داشت از ابو طالب و از ايشان خير كثير ظاهر و صادر مىشد مع ذلك سير مىكرد مرا و گرسنه نگاه مىداشت آنها را و به من مىپوشانيد